#سناریو

#سناریو
وقتی جلو خانوادت میبوستد

نامی: اوفف ا.ت تو چقدر شیرینی
ا.ت: نامییییییی جلو مامان بابام از اینکارااا نکنننن
نامی:باشه حالا یه کیس بود مگ چیکار کردم

جین: ا.تتتت یه جوری چپ چپ نیگا میکنی انگار مامان و بابات این کارا رو نکردن تازه اونا از ما بیشتر کردن که الان ۱۰ تا بچه دارن

شوگا: ا.ت اینطوری بهم نگا نکن خب چیکار کنم خیلی شیرینی

هوپی: سانشاینم غلط کردم گوه خوردم نکننن

جیمین: باشه حالا تو هم هی چپ چپ نیگام کن بریم خونه دارم برات

تهیونگ: خب ا.ت نمیشه تحمل کرد تو خیلی خوشمزه هستی بیبی من
ا.ت:عههه تهیونگ آروم ترررر
تهیونگ:عههه خا حالاااا

جونگکوک:ا.ت اونجوری نیگام نکن میترسم
دیدگاه ها (۱۵)

#سناریووقتی دخترشون بودی ولی یه روز که تو راه مدرسه بودی دزد...

#سناریودرخواستی عضو هشتی عاشقتن بعد دراز کشیدن خودتو تو بغل...

#سناریووقتی از مدرسه اخراج میشی (ب عنوان پدر)نامی:اصلااا ب م...

#سناریو وقتی لپشو بوس میکنی نامجون: حس دلنشینی داشت چاگیاجین...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟥از زبان تهیونگ :تهیونگ : عام میخوای ک...

love Between the Tides⁷⁴تهیونگ: اومدمدوهی: سلام داییتهیونگ: ...

دلام🫠______________عشق و نفرت پارت 5یکی اومد سمتم و دستام که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط