بهار تویی که می آیی و دستهایم

بهار تویی که می آیی و دستهایم
شکوفه می دهند ناغافل!
تویی که با تمامِ خستگی
باز هم آرامشی!
باز هزار ستاره ی بی افول
هزار پروانه ی بی قرار
هزار شوق بی دلیل را
در خلوتِ آغوشِ من می ریزی
انگار "بهار تویی"...
دیدگاه ها (۱)

بهار؛می تواند نام تو باشد وقتیکه در همهمه یِ سبزِ دلمدوستت د...

هر شب ...در هوای اسارتِ این پنجره ها تو از سمتِ جاده های بی ...

#عیـد منۍ #وقتۍ ...مُقَلِّبَ الْقُلُوب #تــویے و منم ، #دیو...

تـو #بگـودوســٺٺ‌دارم بھـار مۍپیچد لاۍموهایمو عشق #شڪـوفہ‌مۍ...

«رویای سرخ» با خود عهد بستم این آخرین دیدار باشد ولی حیف لح...

*birthday night*

یک لیوان نسکافه در کنار کیک کارامل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط