ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﺮﺍ

ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﺮﺍ

ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﻭﺭﺩ

ﺍﻣﺎ

ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ ﺭﺍ ۴۸ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ

ﻫﺮ ﺻﺒﺢ ﻣﯽﺯﺍﯾﺪ

ﺑﺰﺭﮒ ﻣﯽﮐﻨﺪ

ﺑﻪ ﺟﻨﮓ ﻣﯽﻓﺮﺳﺘﺪ

ﻭ ﺍﻭ

ﻫﺮﺑﺎﺭ ﺑﺮ ﻧﻤﯽﮔﺮﺩﺩ ...


| نادر پناه زاده |
دیدگاه ها (۱)

رنجورم و با تاب و توانی که ندارم دلتنگ توام، ای تو همانی که...

مانده‌ام چگونه تو را فراموش کنم اگر تو را فراموش کنم باید...

نبودن تو فقط نبودن تو نیست نبودن خیلی چیزهاست کلاه روی س...

همه‌ی آنهایی که مرا می‌شناسند می‌دانند چه آدم حسودی هستم ؛ ...

#حکایت_قدیمی ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺯﻥ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﺯﻧﯽ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ...

#سخن_خدا مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَش...

#سخن_خدا مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَش...

#سخن_خدا الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّ...

👌 داستان کوتاه پند آموز✍👌 داستان کوتاه پند آموز✍ﻋﺎﺭﻓﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ...

#سخن_خدا وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَ...

#سخن_خدا وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَ...

ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﺮﺍ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﻭﺭﺩﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ ﺭﺍ ۴۸ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖﻫﺮ ﺻﺒﺢ ﻣ...

ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﺮﺍ یک باﺭ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﻭﺭﺩ ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ ﺭﺍ ۴۸ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﻫﺮ ﺻﺒ...

ﺩﺳﺘﻬﺎﯾﻢ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﭼﺮﺥ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﺎﻣﺘﺎﻥ ﺑﭽﺮﺧﺎﻧﻢ ﺍﻣﺎ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط