چشمهایت را می بوسم
چشمهایت را می بوسم
می دانم
هیچ کس
هیچ گاه
در هیچ لحظه ای از آفرینش
آنچه را که من
در گرگ و میش نگاه تو دیدم
نخواهد دید.
چشم هایت را می بوسم
و زیر بارانی از واژه های تکراری
تازه می شوم.
بعدها
کسی دفتر شعرم را پاره می کند
نام تو
همه جغرافیای رنج مرا طی می کند
و تو جاودانه می شوی.
بیهوده در انتظار منشین
هرگز برای رفتنت
مرثیه نخواهم گفت.
می دانم
هیچ کس
هیچ گاه
در هیچ لحظه ای از آفرینش
آنچه را که من
در گرگ و میش نگاه تو دیدم
نخواهد دید.
چشم هایت را می بوسم
و زیر بارانی از واژه های تکراری
تازه می شوم.
بعدها
کسی دفتر شعرم را پاره می کند
نام تو
همه جغرافیای رنج مرا طی می کند
و تو جاودانه می شوی.
بیهوده در انتظار منشین
هرگز برای رفتنت
مرثیه نخواهم گفت.
- ۲.۱k
- ۲۰ آذر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط