روبرویم می نشینی چای دم کردی ولی...

روبرویم می نشینی چای دم کردی ولی...
یک زمستان در نگاهت، باز هم سردی ولی...

من به اینکه روبرویم می نشینی قانعم
تو برای هر دوی ما چای آوردی ولی...

چای را نه، قهوه ی چشم تو را سر میکشم
در تمام عمر من، تو بهترین مردی ولی...

نیستی مال من و هرلحظه دوری می کنی
تو همیشه سخت و مغرور و پر از دردی ولی...

دوست میداری مرا حتی به انکار و سکوت
کاش من را این همه عاشق نمی کردی ولی...
دیدگاه ها (۳)

#آثارـ هنرنقاشی

#آثارـ هنرنقاشی

شده هرگز دلت مال کسی باشد که دیگر نیست ؟نگاهت سخت دنبال کسی ...

همه شب دست به دامان خدا تا سحرمکه خدا از تو خبر دارد و من بی...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣتو تکان نخوردی. لب‌ه...

اعتیاد من بهت.

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②③_بخش دوم_"بهشون گفتم برن تا بت...

اعتیاد من بهت.

dark life = 34سه روز از شب اعتراف گذشته بود. سه روزی که تهیو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❾زندگی برای اینکه یکباردوستت داشته باشم خیلی کوت...

🍷 شراب قرمزقسمت چهارم: صدای پشت دررینا تمام شب نتوانست بخواب...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پانزدهم ۱۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط