﴿من عاشق دشمنم شدم ﴾

﴿من عاشق دشمنم شدم ﴾
part:4

[ویو کلویی]

میخواستم برم بار که دوستام زنگ زدن که ....

☆الو سلام گو.زو

+سلام عنتر چطوری؟

☆میگم ما از اون زندان خلاص شدیم آدرس بده بیایم پیشت

+واییی چه خوب الان میفرستم [ذوق]🥹

(گوشی قطع کرد)

کلویی: کلی ذوق کردم پاشدم لباسی که برای بار پوشیده بودم عوض کردم و یک لباس راحتی پوشیدم
رفتم بیرون کلی خوراکی گرفتم چون میخواستم بهشون بگم که چه نقشه ای دارم

۳۰ مین بعد

+به به خر های من.خوش آومدین (مکالمه خودم رفیقم😂)

★مرسی گاو جان

+بیاین داخل (راهنمایشون میکنه)

★واییی چه خونه خوشگلی داری 🥹

+نگو چه خونه خوشگلی داری بگید چه خونه خوشگلی داریم 😊

★چشم عالیجناب 😂

باهم زدن زیر خنده [کمی اروم]

+خب دخترا این خونه سه خوابه هست هرکی یه اتاق داره و اینکه میخوام یه موضوعی بهتون بگم
قراره امشب تا صبح بیدار باشیم

[بادا]
اون دوتا رفتن لباساشون عوض کنن و وسایلشون بزارن تو اتاق و اومدن تو اتاق کلویی

+خب شروع میکنم

(همه چیز درمورد گذشتش بهشون گفت )
من میخوام از طریق خدمتکار وارد عمارتش بشم و اموال بابام ازش بگیرم


☆خب از ما چه کمکی بر میاد ؟

+شما فقط باید منو همراهی کنید و کارای که میگم بکنید

راستی به یک پسر هم نیاز داریم شما سراغ ندارید ؟

☆اره من میشناسم داداشم
قبلا خودش از این کارا میکرد

+عالیه
فقط معرفیش میکنی ؟

☆اسمش جیهوپ هست ولی صداش میکنن هوپی ۲۵ سالشه و یک مافیا هست ولی هیچکس اونو نمیشناسه

★خب چرا با دادشت زندگی نمیکردی

☆چون من نمیدونستم داداش دارم
و همین سه چهار ماه پیش اومد پیشم و همه چیز بهم گفت


+چه خوب میتونه کمکمون کنه

دخترا بیایین نقشمون رو روی این تخته پیاده کنیم

☆★+: ما میتونیم

[بادا]

اونا مثل یه مأمور مخفی شروع یه کار کردن که کم کم همشون بین کار خوابشون برد


+صبح بیدار شدم ساعت ۱۰ بود
یه دفعه ......


ادامه دارد.....

واقعا متاسفا این روزا کلا کار داشتم
اینم پارت ۴ و پارتای دیگه هم تو راه

لباساشون هم تو پست بعد میزارم چون حجمش زیاد میشه و نمیاد

اینم به درخواستتون بلند گذاشتم

شرطا :
kament:10
laik:20
دیدگاه ها (۰)

پری های من 🦢🫶🏻🥹من میخوام پروفم عوض کنم و ااینکه دلیلش بهتون ...

هاییییی 🔗🫶🏻میبینید که سرم خیلی شلوغه و اگر اینا من رو ول کنن...

هایییی اینم خونه هاشون این پست هم به یک یا خدا آپلود کردم 🥺🫶...

[من عاشق دشمنم شدم ]part:³که یهو دستم گرفت و منو کشید تو بغل...

﴿من عاشق دشمنم شدم﴾part:¹﴿کلویی میگه که :‹زندگی سختم از اونج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط