پدر و پسر

پدر و پسر
پدری دست بر شانه پسر گذاشت و از او پرسید:فکر می کنی ،تو میتوانی مرا بزنی یا من تو را؟پسر جواب داد:من میزنم ...پدر ناباورانه دوباره سوال را تکرار کرد ولی باز همان جواب را شنید پدر با ناراحتی از کنار پسر رد شد بعد از چند قدم دوباره سوال را تکرار کرد تا شاید جوابی بهتر بشنود. پسرم من میزنم یا تو؟این بار پسر جواب داد شما میزنی.پدر گفت چرا دوبار اول این را نگفتی؟پسر جواب داد تا وقتی دست شما روی شانه من بود عالم را حریف بودم ولی وقتی دست از شانه ام کشیدی توانم را با خود بردی.
دیدگاه ها (۱)

يك تاجر آمريكايي نزديك يك روستاي مكزيكي ايستاده بود كه يك قا...

اگر با اون ازدواج میکردی.توماس هیلر، مدیر اجرایی شرکت بیمه ع...

خوابيده بودم؛در خواب كتاب گذشته ام را باز كردم و روزهاي سپري...

دست مزن!چشم ببستم دودستراه مرو !چشم دو پایم شکست حرف مزن !ق...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁵به سمت آسانسور رفت و دکمه رو فشار داد...

اسم داستان: عشق دیرینه 💗 پارت: 7(پارت اخر) واکس تفنگش را ب...

#داستان_شبشخصی به پسرش وصیت کرد که پس از مرگم جوراب کهنه ای ...

جنگل نفرین شده پارت ۲۶

آتیشی که از بارون شروع شدpart 45ویوی ا. تفضای اتاق سنگین شده...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:73کیم با عصبانیت وارد ماشین شد و یونگی هم سوار ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط