زن فقیری که خانواده کوچکی داشت

زن فقیری که خانواده کوچکی داشت
با یک برنامه رادیویی تماس گرفت و از خدا درخواست کمک کرد.

مرد بی ایمانی که داشت به این برنامه رادیویی گوش می داد، تصمیم گرفت سر به سر این زن بگذارد.
آدرس او را به دست آورد و به منشی اش دستور داد مقدار زیادی مواد خوراکی بخرد و برای زن ببرد.
ضمنا به او گفت: وقتی آن زن از تو پرسید چه کسی این غذا را فرستاده، بگو کار شیطان است.

وقتی منشی به خانه زن رسید، زن خیلی خوشحال و شکرگزار شد و غذاها را به داخل خانه کوچکش برد.

منشی از او پرسید: نمی خواهی بدانی چه کسی غذا را فرستاده؟
زن جواب داد: نه، مهم نیست. وقتی خدا امر کند، حتی شیطان هم فرمان می برد.❤
Nargess..
دیدگاه ها (۵)

ﺗــﻨـﻬـﺎﯾــﮯ ﺭﺍ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩﺍﺭﻡ .ﻋـﺎﺩﺕ ﮐـــﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﮐــــﮧ ﺗــﻨـﻬ...

چه ازدواج کرده باشید، چه نکرده باشید، باید این را بخوانید!وق...

زمان یا همه چیز را ثابت میکند یا یک چیزهائی را حل می کند زما...

من ماااشین جدیدم یهووویی...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

پارت دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط