زخم عمیق
𝓭𝓮𝓮𝓹 𝔀𝓸𝓾𝓷𝓭🖤
زخم عمیق💣
پارت هفت=ویو جنی🦦
پس از اشک فراوان در خانه به صدا در میاید باز های بسیاری بالای ده بار چشمانم باد کرده در حدی که انگار به آن مشت زدند و بخاطر آرایش صورتم سیاه شده موهایم پریشان است و تنها چیزی که در تن دارم یک شلوارک کوتاه و کراپ است که بسیار چسبان است بلاخره بلند شدم هیچ اهمیتی ندادم که کیست فقط در را باز کردم ولی
_جنی....
با تمام زوری که داشتم سعی کردم در را ببندم اما او مقابله کرد در را باز کرد به درون خانه آمد و در را بسته و قفل کرد...
+چه غلطی میکنی؟
_جنی من دوستت دارم چرا نمیفهمی؟؟
دسته گل رز آبی دستش بود گل مورد علاقم...
_من هم الان و هم سه سال قبل دوست دارم و خثاهم داشت این بلا رو سر من نیار دوباره..
نگاهی به سرتا پایم انداخت من دوباره بغضم ترکید او را در آغوش گرفتم و گریه کردم اول در شوک بود ولژ بعد او هم دستانش را روی کمرم گذاشت
_جنی دوست دارم.. خیلی.. خیلی زیاد
لبان خیسم را روی لبان او گذاشتم و او را بوسیدم و دستانم را دور گردنش حلقه کردم. بعد پاهایم را دورش حلقه کردم او ما را بلند کرد و روی تخت گذاشت و دست از بوسیدنم برداشت. نگاهی به صورتم انداخت و آن را صورت وحشتناک را پاک کرد و بوسه ای روی دو گونه ام کاشت من را نگاه کرد
_دوست دارم بخواب گریه نکن
ادامه دارد.....
زخم عمیق💣
پارت هفت=ویو جنی🦦
پس از اشک فراوان در خانه به صدا در میاید باز های بسیاری بالای ده بار چشمانم باد کرده در حدی که انگار به آن مشت زدند و بخاطر آرایش صورتم سیاه شده موهایم پریشان است و تنها چیزی که در تن دارم یک شلوارک کوتاه و کراپ است که بسیار چسبان است بلاخره بلند شدم هیچ اهمیتی ندادم که کیست فقط در را باز کردم ولی
_جنی....
با تمام زوری که داشتم سعی کردم در را ببندم اما او مقابله کرد در را باز کرد به درون خانه آمد و در را بسته و قفل کرد...
+چه غلطی میکنی؟
_جنی من دوستت دارم چرا نمیفهمی؟؟
دسته گل رز آبی دستش بود گل مورد علاقم...
_من هم الان و هم سه سال قبل دوست دارم و خثاهم داشت این بلا رو سر من نیار دوباره..
نگاهی به سرتا پایم انداخت من دوباره بغضم ترکید او را در آغوش گرفتم و گریه کردم اول در شوک بود ولژ بعد او هم دستانش را روی کمرم گذاشت
_جنی دوست دارم.. خیلی.. خیلی زیاد
لبان خیسم را روی لبان او گذاشتم و او را بوسیدم و دستانم را دور گردنش حلقه کردم. بعد پاهایم را دورش حلقه کردم او ما را بلند کرد و روی تخت گذاشت و دست از بوسیدنم برداشت. نگاهی به صورتم انداخت و آن را صورت وحشتناک را پاک کرد و بوسه ای روی دو گونه ام کاشت من را نگاه کرد
_دوست دارم بخواب گریه نکن
ادامه دارد.....
- ۲۰۶
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط