786

786


لج کرد بامن 'با خودش فکر و خیالی کرد ...
موهای خود را زرد و بد رنگ و بلالی کرد ...

اعصاب معصاب درستی که ندارد خب ...
دستم به دستش خورد ناگاه اتصالی کرد ...

یک روز ' سر خوش بود و گرمای جنوبی داشت
یک روز ' بارانی و چشمش را شمالی کرد

لجباز بود و جای گل تصویری از من را
بر زیر پا انداخت ' نقش روی قالی کرد ...

اهل محل گفتند : چه بانوی محجوبی ...
چادر ز سر انداخت و لج با اهالی کرد ...

در چهار فصل کامل دم دم مزاجی هاش
قد مرا لج های این دختر هلالی کرد ...

#س_ر_هاشمی...


عضویت کانال شعرهای حقیر در تلگرام :
https://telegram.me/seyedrezahasheminab7
دیدگاه ها (۱)

رمان آقای مغرور ، خانم لجباز قسمت چهارمیه ساعتی که گذشت جفتش...

2رمان آقای مغرور ، خانم لجباز قسمت چهارمیه ساعتی که گذشت جفت...

بهار یا تابستان ؟پاییز یا زمستان ؟شب یا روز ؟چه فرقی می کند...

ای رفیق قدیمی....#عشق #رفیق #دوست #خواهر #برادر#همسفر

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝗜'𝗠 𝗡𝗢𝗧 𝗪𝗘𝗔𝗞       ᴛʜᴇ ʟɪғ...

آرزو های بزرگ

پاییز

عاشقانه ها

اومدم خدافظی کنم...💔😭

پاییز اومد.. مرتضی پاشایی.عکس ملکه خوب ها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط