گوسفندان را شمرده ام٬تک به تک ٬ رنگ به رنگ ٬میش و ماده ٬

گوسفندان را شمرده ام٬تک به تک ٬ رنگ به رنگ ٬میش و ماده ٬ پر پشم و بی پشم ٬گله به گله ٬گاهی بزها را نیز قاطیشان کرده ام خوابم نمیبرد.
تمامشان کرده ام و تمام نمیشود این کابوس به حقیقت پیوسته ی تازه متولد.
هنوز در سرم ذوق ذوق میکند ٬سفید کرده ام تار به تار موهای سرم را ٬ به بدن رسیده ام و بازهم تمام نمیشود.
از تو گذشته ام و نهان ساخته ام رشته رشته خاطراتمان را در پستوی چرخدنده های ساعت دیواری اتاقم وباز هم تمام نمیشود‌.
کوران کوران برفها را روبیده ام و باران باران اشک ریخته ام و صدا صدا فریاد کشیدم و نشنیدی و بازهم تمام....٬نمیشود.
ندیدمو ندیدیو گذشتیو ندانستی که ترکت نکرده ام ٬٬
روز و شب و روز وشب گذشت از تصادف ان شب و ۴ماه میشود که مرده ام و در برزخ چهار پا می شمارم و تار سفید میکنم و داد می کشم و تو هنوز فکر میکنی با دیگری پریده ام و
کابوس من در آن جهان هم تمام. ٬ نمیشود
دیدگاه ها (۱)

سفیر کبیر Grand Ambassador

part..1

فصل چهارم شاهدخت

(سایه های خونی) part۳/ماشه را کشیدم .ی دفعه سرجاش بند شد،دست...

عزیز البریهی

کلیپ طنز عشقی لاو a2vira خدایاشکرت

دختر ایران...

دختر ایرانی..

دختر ایرانی

#plants #biotechnology #بیوتکنولوژی #زیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط