دوست دارم در شب دیدارِ ماه

دوست دارم در شب دیدارِ ماه
با تو بنشینم لبالب ، گاه گاه

دوست دارم با تو باشم تا سحر
چون غزل باشی و من چون اشک و آه

دوست دارم شب نشینی با تو را
فارغ از هر زخم و نفرین و گناه

دوست دارم با تو گویم راز دل
تا تو باشی مَحرم و دیوان راه

دوست دارم در تبِ آغوش من
چون سحر منجی شوی ،شب را پناه

دوست دارم هر شبِ وصل سحر
عطر آغوش تو گیرم تا پگاه

دوست دارم نازنین چشم تو را
چَشم شویم در نگاهت از نگاه 
دیدگاه ها (۶)

بوےِ غربت مےدهم وقتے ڪہ یارم نیستے اوجِ رخوت مےشوم وقتے ڪنار...

ناله ام گرچه ندارد اثری در دل تونکنم ناله اگر در دل شبها چه ...

من ز لمس نفست قصد زیارت دارممن به بوسیدن لبهای تو عادت دارمع...

غمی دارد دلم شرحش فقط افسانه می خواهدبه پای خواندنش هم گریه ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

عاشقانه های شبنم

★彡   Part 70 彡★ بلاخره رفع دلتنگی کرد.با نفس نفس ازم جدا شد ...

پروانه جان

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❾با من بیا؛ با من به آن ستاره بیابه آن ستاره ای ک...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❹آدم باید پل‌ها را خراب کند، تا راه برگشتن نداشته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط