جانا، دلم ز درد فراق تو کم نسوخت

جانا، دلم ز درد فراق تو کم نسوخت
آخر چه شد، که هیچ دلت بر دلم نسوخت
دیدگاه ها (۱)

گر هزاران دام باشد در قدم چون تو با مایی نباشد هیچ غم

چون تورا دیدم محالم حال شد

حاشا که مرا جز تو در دیده کسی باشدیا جز غم عشق تو در دل هوسی...

دوقدم مانده که پاییز به یغما بروداین همه‌رنگ ِقشنگ ازکف ِدنی...

سبک بالان عاشق

جانا کجا شدی‌ که ز بهر تو غم خوریمهر ساعت از غمان تو آشفته د...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط