یکی و دوست داشتم ،

یکی و دوست داشتم ،
اونقدر بهش فکر کردم که تصوری که ازش داشتم از خودِ واقعیش سبقت گرفت ؛
بعدها دیگه خودش و دوست نداشتم ،
تصورِ ذهنیِ خودم رو دوست داشتم !
#مرلین_مونرو
دیدگاه ها (۱)

باید ادای کوه در بیاورمو اندرونم غوغاست.~

آدما یه جاهایی دلشون میخواد ضعیف تر و بی پناه تر از یه بچه ی...

ولی خب سخت گذشت بهمون.اونقدر سخت گذشت ک طعمِ خوشی یادمون رفت...

از دست رفتیم و هیچکس ندید.

درخواستی از این مانهوا داشتیم🛐🔥ادیتای دیگه‌اش : https://wisg...

بانو الساندرا میخواست خیلی زود پادشاه رو عاشق خودش کنه و حق...

I'm not jealous part 23بقیه بچه ها دو به دو مشغول حرف زدن بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط