با گذشت زمان، با وجود برفِ نشسته روی موهایت، هنوز هم زیبا

با گذشت زمان، با وجود برفِ نشسته روی موهایت، هنوز هم زیبایی.
روزی را تصور می کنم، که از من به جز چند بیت شعر و دو خط نوشته، هیچ نشانی نیست. روزگاری که نه دیگر هستم تا برایت شعر بخوانم، نه تو و مردمانِ شهر، بودنم را به یاد می آورید.
روزی را تصور کن؛
که بعد از سالها فراموشی، ناگهان به کسی شبیهم برمی خوری.. چقدر گریه می کنی!؟
من.. بیش از اینها دوستت داشتم #حرف #دل #من
دیدگاه ها (۴)

نام=)سایه مافیا### پارت هفتم: بازگشتِ سایهروزها در سکوتِ سنگ...

https://telegram.me/nagofteha73 با گذشت زمان، با وجود برفِ ن...

با گذشت زمان،با وجود برفِ نشسته روی موهایت،هنوز هم زیباییروز...

#جاده‌های‌زمستانی!در جاده سرد زمستان نرسیده به غروب آفتاب آر...

پيش از اينها فکر مي کردم که خدا خانه اي دارد کنار ابرها مث...

روزی، یک جایی، برایت تمام شدم ولی از وقتی تو را شناختم، برای...

‍ حسین جانم! چه غوغایی برپا کرده ای!کودکانِ راه سنگِ تمام گذ...

عشق در نزدیکی قصر

پشت رُل ساعت حدوداً پنج شاید پنج و نیم داشتم یک عصر برمی گشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط