دوستت دارم ولی میترسم عنوانش کنم

دوستت دارم ولی میترسم عنوانش کنم
قصد دارم تا ابد چون راز پنهانش کنم

نذر کردم گر گذر از کوچه قلبم کنی
رد پایت را ببوسم جان به قربانش کنم

یا اگر حتی به خوابم سرزده ره گم کنی
سد راهت میشوم تا بوسه مهمانش کنم

کوچه را مامور کردم تا بماند دیده بان
وعده دادم گر بیایی من چراغانش کنم

جغد شوم قصه را گفتم رَود از خانه ام
جای آن بلبل بیاید تا غزل خوانش کنم

بی وفایی می کند بیداد یابم باوفا
چون در آغوشش بگیرم سخت زندانش کنم

اوشودسنگ صبوری برمن سنگ صبور
مو به مو گویم سخن محرم به اسرارش کنم
دیدگاه ها (۵)

جیڪ جیڪِ مستانِ من تو بودی !راستشاز همان روزهای اولهم فڪرِ #...

حتی ممکن است این شال گردن اصلا خوب از آب در نیاید و تو را گر...

لذت دنیا...داشتن کسی ستکه دوست داشتن را بلد است.به همین سادگ...

#wallpaper#flower

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط