ساکت شدم،

ساکت شدم،
دیگه مثل قدیما نیستم،
مثل اون زمانا که همه منو بخاطر شوخیاو جک گفتنام میخواستن...
این روزا اینقدر ساکت شدم که حرف زدن یادم رفته،
این روزا روزه میگیرم،
اما نه مثل آدمای عادی،
روزه ی سکوت،
با کسی حرف نمیزنم،حرفی ندارم که بزنم....
یه گوشه میشینم،می نویسم،
ازحالم،از تنهاییم،از تمام دَردایی که فرصت شاد بودنو ازم میگیرن...
منه همیشه پیروز،
باخــــتــــم..1
دیدگاه ها (۹)

اعتماد پارت|۲۰|

فصل چهاردهم دکتر که پشت من مشغول تماشای خیابونا بود به سمت م...

part 1

#پارت۱۶۳از زبون سینا:مکان:سیلورنالعنتی چند روز بود که نه خبر...

وای ایسو

کاش میدونستی قدرمو :)!

:)!

تئومان همش دنیزو سوپرایز میکنه

وای عادل خیلی خوبه

جهان بعدی قول بده پشت منی :)!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط