زیر باران رفتم

زیر باران رفتم
دلم از پاکی باران لرزید
و نگاهم را شست
و صدایم را برد
و چه زیباست هم آغوش شدن با اشکی
که ز چشمان جهان می ریزد
کاش باران بودم
که دلی می شستم .
دیدگاه ها (۲)

فال می فروشم##نترس به اندازه بختم سیاه نیستیک دانه #بخر />شا...

دعایِ باران خواندیمنه برای خشک‌سالیما اندوهگین بودیممی‌خواست...

دنیا بازی‌هایت را سرم در آوردی...گرفتنی‌ها را گرفتی‌...دادنی...

شایدپشت آن پیچ جادهدرختی است سبزکه لباس زرد پاییزبرایش تنگ ا...

پدر بزرگ من یه کله پز بود

part:30name: عشق و جداییویو بورااون مرده اومد نزدیکم..قدش خ...

*birthday night*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط