I'm not jealous

I'm not jealous
part 19
اون جونگکوک بود
دو تا دختر و پسر دیگه ای هم پیشش نشسته بودن
یکی از یکی خوشتیپ تر
لباسای همه شون بدون استثنا برند بودن
یک دقیقه از لباسای خودم خجالت کشیدم
خدمتکار رفت و ما رو تنها گذاشت
یکی از پسر ها به سمتمون اومد
قیافه ی جذابی داشت
چتری هاش توی صورتش ریخته بودن و موهاش بلوند بودن
دستشو به سمت تهیونگ دراز کرد و گفت

™سلام..من یونجون هستم

ای جوووون صداشو
چه جیگریه
اگه تهیونگ نشد این مال خودمه
تهیونگ هم باهاش دست داد و خودشو معرفی کرد
یونجون به سمتم اومد و گفت

™شما باید مینجی باشید درسته بانو ؟

ای جان عزیزم چقدر با تربیته بچم
خوشم اومد
یه امتیاز مثبت نسبت به جعون پیدا کرد

+,بله از آشنایی با شما خوشبختم

دستشو گرفتم و لبخندی زدم
کمی کمی خودم مخشو میزنم
جونگکوک‌ هم خوبه ها
ولی یک جورایی دست نیافتنی به نظر میاد
این گزینه ی راحت تر و بهتریه
همانطور که داشتن باهاش دست میدادم نگاه خیره ی جونگکوک که شبیه قاتلا شده بود رو روی خودم احساس کردم
این چرا اینجوریه
بالاخره یکی از دخترا هم بلند شد و با لبخند به سمتم اومد

§منم سومی هستم..من دختر داییتون میشم

منم لبخندی بهش زدم
دختر خوبی به نظر میومد
اون یکی دختر هم تکونی به کونش داد و با عشوه بلند شد
اون یکی پسر هم دستاشو توی جیبش کرد و به سمتمون اومد
لباس دختره که دست کمی از لباس شب نداشت
حالا درسته لباس من هم کوتاه بود ولی لباس اون توری بود و کل بندش رو بیرون انداخته بود
نصف رونش هم معلوم بود
ولی خدایی جذاب بود
با عشوه موهاشو پشت گوشش انداخت و لباشو روی هم کشید که رژ قرمزش پر رنگ تر بشه
به سمت تهیونگ رفت و با لحن لوندی گفت

∆من دنیلا هستم بیب

نا خواسته صورتم از لحنش جمع شد
نظرم عوض شد دختر کثیفی به نظر میاد
سومی به سمتم اومد و گفت

§اون آمریکا بزرگ شده به خاطر همینه

صورتم رو مچاله کردم و گفتم

+ولی بازم اوکی به نظر نمیاد

سری به معنی تایید حرفم تکون داد
به نظر میومد میخواد مخ خان داداشمو بزنه
اگه من بزارم این عنتر برقی با تهیونگ عزیزم باشه اسممو عوض میکنم
اون یکی پسر هم که خونسردی خاصی توی رفتار و حرکتاش موج میزد به سمتمون اومد
دستشو به سمتم دراز کرد

¥من هم سونگهون هستم

جذاب به نظر می اومد پس منم به سمتش رفتم و دستشو فشردم

+ از آشنایی باهات خوشبختم

یهو جونگکوک از جاش بلند شد و به سمتم اومد و دستمو گرفت و به سمت خودش کشید و با لحن حرص دراری گفت

_مراسم معارفه بسه..من رو هم که خودتون میشناسید..برادر سومی هستم

این چرا اینجوری شد ؟
جنی شده بچم؟
نذاشت مخ یکی دو نفر رو بزنم
خودش که پا نمیده
من که نمیتونم تا ابد منتظر ایوانی باشم که کلا آف شده اونم بدون هیچ دلیلی
دیدگاه ها (۶)

I'm not jealous part 20دستمو از دستای پر رگ و جذاب کوک بیرون...

اسلاید اول مینجی (شما فکر کنید صورتیه)اسلاید دوم ته ته کوشول...

I'm not jealous part 18مامانبزرگم مامانم رو محکم بغل کرده بو...

#pain #P⁵²جونگکوک که واقعا انتظار اینو نداشت و تصور میکرد که...

گل خونی پارت 16و لباس های جونگکوک رو بهش داد و خودشم پوشید و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط