پارت ۲
پارت ۲
ببینید پارتا نرسید و من دارم براتون پارت جدید میزارم ...
مدیر : بوراا اینجا چه خبره ؟( عربده )
بورا : بابا اون دختره رو اخراج کننن ( عر )
مدیر : تو با دختر منن ....
ات .... ات ... ببینم شما حالت خوبه ؟
جاییت درد نمیکنه ؟
میخوای بریم دکتر یا نه بگیم دکتر بیاد ؟
همه تعجب کردن
ات : نه نمیخواد فقط دخترتون یکم بی ادبی کرد منم ادبش کردم ...
مدیر : اشکال نداره ختره من خیلی سرخود شده .... یکم از ات یاد بگیر
ویو ات :
من میدونستم بورا از چی میسوزه و اون این بود که خانوادش همش با بقیه مقایسش میکردن ...
ات تو گوش مدیر : من میدونم بابام مجبورش کرده باهام بد شه من هنوز اونو دوست خودم میدونم و منتظر میمونم که دخترتون به خودش بیاد نباید اونگارو میکدگرد من که پول داشتم زیادم داشتم هه خنده داره فکر کن من دلم نخواد برای خالم خرج کنم کافیه فقط بهم میگفتین ... عمو دخترتون عالیه نیازم نیست از کسی یاد بگیره اون خودشه و سعی کنید همینجوری که هست دوسش داشته باشید
مدیر نگاهی به بورا انداخت و گفت
مدیر : باشه دخترم منو ببخش الانم اینجا جمع نشید برید سر کلاسااتووونننن
وقت غذا :
کاملیا : ات مگه نگفتی عامل دعوا ها نباشید ؟
ماریا : راست میگه ..
ات : خب من با شما فرق میکنم
ماریا : اینم راست میگه
که شوگا اومد
شوگا : فکر کنم باید حرفم رو پس بگیرم نه ؟
ات : فرقی نمیکنه تو چه پس بگیری چه نگیری من خودمم
شوگا : اوکی .. و رفت
نامجون : به نظرتون کدومشون لیدره
جین : اونکه اسمش ماریاست ..
جیمین : نه اونکه اسمش کاملیاست ...
شوکا : لیدر اونه که اسمش اته
نام : از کجا میدونی ؟
شوگا : داشتن حرف میزدن فهمیدم ...
نامجون : حالا چرا مدیر که انقدر اخلاقش شخمیه انقد خوب بود
جیهوپ : والا نمی دونم ...
ته : ات .... هه اون دختره داره تظاهر میکنه انقدر خفنه
شوگا و کوک : نه اتفاقا
نام : چشید ..؟
کوک : وقتی کنارم نشسته بود بهش گفتم هرزه بدون هیچ حرفی گفت اگه جرعت داری دوباره بگو
شوگا : اره منم داشتم باهاشون صحبت میکردم که خیلی سرد جوابمو داد ...
نامجون : وای اینار رو ول کنین امروز بیاین بریم با لیا براش خرید کنیم
جیهوپ : اخجوننن لیاااا ... مگه چیزی شده
نام : اره ... ۳ روز دیگه میخواد دوست جدیدشو ببینه میخواد بره خونه اون
جیمین : دختر پسر ؟
نام : دختره بابا اسمش لناست میگه بیا بریم یه خواهر خوشگل داره بیا مردی از سینگلی ...
همه اعضا خندیدین
نام: هی نخندین شما خودتونم دوست دختر ندارین
جین : ولی از حق نگذریم اتم خوشگله ها
اعضا : اره
جیمین : به نظرتون بدزدیمش و
جین : خفه شو نه چرا بدزدیمش هااا
شوکا : معلومه که نه جیمین ....
ولی چرا نسبت به اون دو تا دختر خیلی کمتر میخنده ؟
نام : احتمالا یه جیزیش شده
ته : احتمالا به اصلا به ما چه
چرا انقدر در باره اون دختر کوفتی حرف میزنین ؟
نام : والا نمیرونیم فقط کنجکاو شدیم
همین ....
بیبی لیدی هام تا اینجا بسه تونه من شرطا نرسیده بود گذاشتم ....
چه ددی خوبیم ...
مگه نه
هاهاهاهاها
خب دیگه بسه تونه برید برید فردا امتحان دارم اومدم براتون فیک مینویسم
شرط:
۱۲ لایک
۸ کامنت
۳ بازنشر
بااایییی
ببینید پارتا نرسید و من دارم براتون پارت جدید میزارم ...
مدیر : بوراا اینجا چه خبره ؟( عربده )
بورا : بابا اون دختره رو اخراج کننن ( عر )
مدیر : تو با دختر منن ....
ات .... ات ... ببینم شما حالت خوبه ؟
جاییت درد نمیکنه ؟
میخوای بریم دکتر یا نه بگیم دکتر بیاد ؟
همه تعجب کردن
ات : نه نمیخواد فقط دخترتون یکم بی ادبی کرد منم ادبش کردم ...
مدیر : اشکال نداره ختره من خیلی سرخود شده .... یکم از ات یاد بگیر
ویو ات :
من میدونستم بورا از چی میسوزه و اون این بود که خانوادش همش با بقیه مقایسش میکردن ...
ات تو گوش مدیر : من میدونم بابام مجبورش کرده باهام بد شه من هنوز اونو دوست خودم میدونم و منتظر میمونم که دخترتون به خودش بیاد نباید اونگارو میکدگرد من که پول داشتم زیادم داشتم هه خنده داره فکر کن من دلم نخواد برای خالم خرج کنم کافیه فقط بهم میگفتین ... عمو دخترتون عالیه نیازم نیست از کسی یاد بگیره اون خودشه و سعی کنید همینجوری که هست دوسش داشته باشید
مدیر نگاهی به بورا انداخت و گفت
مدیر : باشه دخترم منو ببخش الانم اینجا جمع نشید برید سر کلاسااتووونننن
وقت غذا :
کاملیا : ات مگه نگفتی عامل دعوا ها نباشید ؟
ماریا : راست میگه ..
ات : خب من با شما فرق میکنم
ماریا : اینم راست میگه
که شوگا اومد
شوگا : فکر کنم باید حرفم رو پس بگیرم نه ؟
ات : فرقی نمیکنه تو چه پس بگیری چه نگیری من خودمم
شوگا : اوکی .. و رفت
نامجون : به نظرتون کدومشون لیدره
جین : اونکه اسمش ماریاست ..
جیمین : نه اونکه اسمش کاملیاست ...
شوکا : لیدر اونه که اسمش اته
نام : از کجا میدونی ؟
شوگا : داشتن حرف میزدن فهمیدم ...
نامجون : حالا چرا مدیر که انقدر اخلاقش شخمیه انقد خوب بود
جیهوپ : والا نمی دونم ...
ته : ات .... هه اون دختره داره تظاهر میکنه انقدر خفنه
شوگا و کوک : نه اتفاقا
نام : چشید ..؟
کوک : وقتی کنارم نشسته بود بهش گفتم هرزه بدون هیچ حرفی گفت اگه جرعت داری دوباره بگو
شوگا : اره منم داشتم باهاشون صحبت میکردم که خیلی سرد جوابمو داد ...
نامجون : وای اینار رو ول کنین امروز بیاین بریم با لیا براش خرید کنیم
جیهوپ : اخجوننن لیاااا ... مگه چیزی شده
نام : اره ... ۳ روز دیگه میخواد دوست جدیدشو ببینه میخواد بره خونه اون
جیمین : دختر پسر ؟
نام : دختره بابا اسمش لناست میگه بیا بریم یه خواهر خوشگل داره بیا مردی از سینگلی ...
همه اعضا خندیدین
نام: هی نخندین شما خودتونم دوست دختر ندارین
جین : ولی از حق نگذریم اتم خوشگله ها
اعضا : اره
جیمین : به نظرتون بدزدیمش و
جین : خفه شو نه چرا بدزدیمش هااا
شوکا : معلومه که نه جیمین ....
ولی چرا نسبت به اون دو تا دختر خیلی کمتر میخنده ؟
نام : احتمالا یه جیزیش شده
ته : احتمالا به اصلا به ما چه
چرا انقدر در باره اون دختر کوفتی حرف میزنین ؟
نام : والا نمیرونیم فقط کنجکاو شدیم
همین ....
بیبی لیدی هام تا اینجا بسه تونه من شرطا نرسیده بود گذاشتم ....
چه ددی خوبیم ...
مگه نه
هاهاهاهاها
خب دیگه بسه تونه برید برید فردا امتحان دارم اومدم براتون فیک مینویسم
شرط:
۱۲ لایک
۸ کامنت
۳ بازنشر
بااایییی
- ۱.۰k
- ۰۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط