کم دعا کن که مـرا از سر تو وا بکند

کم دعا کن که مـرا از سر تو وا بکند
او خودش خواست تو را در دل من جا بکند
او که خوش داشت دلم را به تو بسپارد و بعد
بنشیند عقب و ... سیر ، تماشا بکند !
عاشقـم کرد که دست از سـر او بـردارم
که مگر درد ِ مـرا درد ، مــداوا بکند
خــواست تا هـر که به غیر ـ تو ... دلم را بزند
و هــوای تــو مــرا این همـه تنها بکند
مثل ماهـی که بیفتد وسط خشکی و آب
تشنه لب باشد و دور از تـو تـقلّا بکند
آه ... ! حسرت به دلـم ماند که یک بار شده
کوچه ی خواب ِ مـرا خواب ِ تــو پیدا بکند
و سـراسیمه ترین صحنه ی کابـوس ِ مـرا
تا خـود صبح ، در آغـوش تو رویـا بکند
بی تو ام ... بی تو ! و تنهایی ِ بی حوصله ام
با خیـال تو محال است مـدارا بکند
طـاقت ِ طاق ِ من انگار مـرا مـی شکند
وای اگـر این در و دیـوار دهن وا بکـند !
در مـن آشوب ِ تــو افتاده که دنیای مـرا
بعـد از این رنگ ِ پــریشانی ِ دریا بکند





سمیه محمدیان
دیدگاه ها (۹)

می روی و در بیراهه ی خيانت گم میشویمی روی و هر قدمت آفتی است...

خيانت دیدم وُ گفتم : تلافی می کنم من هماگر با دیگری باشم؛ سب...

بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر استشعر هم بی تو به بغضی ابدی ...

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختیچشم در چشمم شدی اما مرا نشن...

#دکلمه #دلنوشت #حرف_دل #زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین #شعر #کلیپ...

میل دارم که مثل آن ایّام،باز با من قرار بگذاریتوی دستان خالی...

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط