در من

در من
دیوانه ای جا مانده
که دست از دوست داشتنت بر نمی‌دارد
با تو قدم می‌زند
حرف می‌زند
می‌خندد
شعر می‌خواند
قهوه می‌خورد
فقط نمی‌تواند
در آغوش بگیردت
به گمانم
همین بی آغوشی
او را خواهد کشت
دیدگاه ها (۵۸)

گفته اندبه کم قانع باشید..." من "به همین عاشقانه نوشتن از تو...

به عنوان کسی که دوستت دارد...از تو فقط یک چیز می خواهمجوری ر...

در قلبم کسی را پنهان کرده ام...که شنیدن صدایش..طرز نگاه کردن...

دنیا دارد از شعرهای عاشقانهتهی می شود...و مردم نمی دانند چگو...

عاشقانه های شبنم

♥️بيشتر از اين، نمی شود!خدا هم که پادرميانی کند،دست هايت را ...

🖤🥀رقیهٔ ایران... آرام قدم بگذار... ارباب حسین علیه‌السلام، د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط