دردی از حسرت دیدار تو دارم که طبیب
عاجز آمد؛ که مرا چاره درمان تو نیست!


#سعدی
دیدگاه ها (۱)

‌با زمزمه ی تواکنون رخت به گستره ی خوابی خواهم کشیدکه تنها ر...

‌درد چگونه مرا شناسایی کرد ؟نه گل‌سرخی روی سینه‌ام‌ سنجاق ک...

‌برخیز و مخور غم جهان گذرانبنشین و دمی به شادمانی گذراندر طب...

‌سایه‌ای بر دل ریشم فکن ای گنج روانکه من این خانه به سودای ت...

🍒🌱نیست بی دیدار تو در دل شکیبایی مرا🍒🌱#believeme

اونجا ک مولانا میگه: ‌ ‌ 'دلتنگم و دیدار تو درمان من است'️

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط