گفت که چی! هی جانباز جانباز شهید شهید!

گفت که چی! هی جانباز جانباز شهید شهید!
میخواستن نرن! کسی که مجبورشون نکرده بود!
گفتم: چرا اتفاقا!مجبورشون میکرد!گفت:کی؟
گفتم:همونی که تونداریش!گفت:من ندارم؟ چی رو؟
گفتم:غیرت
دیدگاه ها (۶)

تو زندگی یه پسر از یه جایی به بعد فقط صدای فندکـ ـ میاد :(:

‏وقتے زمین میخورے تازه میفهمےچہ جانواریے دور و برت بودن...

ﻣﻘﺼﺪ …ﻣﺎﻝ ِ ﺷﻬﺮ ِ ﻗﺼّﻪ ﯼ ِ ﺑﭽّﻪ ﮔﯽ ﻫﺎ ﺳﺖ …ﺩﻧﯿﺎﯼ ِ ﺁﺩﻡ ﺑﺰﺭﮒ ﻫ...

این همان نگاه مرموزت بود که مرا میترساند همان نگاهی که درکنا...

فیک رویای مرگ

شنیدم دلتون برام تنگ شده دیدم گوناه دارین اومدم یکم منو ببین...

پارت ³⁵+( چشمام رو باز کردم ساعت ۵ونیم بود و آفتاب داشت طلوع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط