my ex

my ex
p.47

ا.ت هنوز به اون کلمه روی آینه خیره بود که درِ استودیو دوباره باز شد. 
این بار نه با صدای آهسته… با ضربه.

هر دو یک‌دفعه برگشتن.

یکی از کارمندای ساختمان بود، نفس‌زنان. 
«شما دوتا هنوز اینجایید؟! پایین یه نفر دنبال شما می‌گرده.»

جونگ‌کوک اخماش رفت تو هم. -کی؟

کارمند مکث کرد. 
«نمی‌دونم… ولی گفت از طرف تعمیرات اومده.»

ا.ت و جونگ‌کوک به هم نگاه کردن.

جونگ‌کوک خیلی کوتاه گفت: تعمیرات، ساعت این وقت؟

کارمند شونه بالا انداخت. «منم همینو گفتم. ولی اصرار داشت.»

جونگ‌کوک سریع به سمت در رفت، بعد برگشت سمت ا.ت. 
-تو اینجا بمون. درو قفل کن.

ا.ت اعتراض کرد: نه، منم میام.

-ا.ت!

اون‌قدری جدی گفت که ا.ت ساکت شد.

جونگ‌کوک گوشی‌اشو درآورد، چراغ‌قوه رو روشن کرد و بیرون رفت. 
چند ثانیه بعد صدای قدم‌هاش از راهرو دور شد.

ا.ت تنها موند. 
نگاهش افتاد به آینه.

کلمه هنوز اونجا بود. 
«منتظر باش.»

دستش لرزید. 
با خودش گفت: نه… اینجا امنه…

ولی همون لحظه، از پشت در صدای خیلی آروم اومد. 
سه ضربه.

تق. تق. تق.

ا.ت خشکش زد.

+جونگ‌کوک؟

جوابی نیومد.

دوباره صدا. 
این بار نزدیک‌تر.

ا.ت آهسته به سمت در رفت، ولی دستش رو روی قفل نگه داشت.

صدایی از پشت در زمزمه کرد: 
در رو باز نکن.

چشم‌هاش گشاد شد. 
این صدا، صدای جونگ‌کوک نبود.

یه قدم عقب رفت. 
قلبش توی گوشش می‌کوبید.

بعد، گوشی‌اش دوباره روشن شد.

پیام جدید: 
من پایین نیستم.

ا.ت نفسش برید. 
یعنی… جونگ‌کوک کجا بود؟

صدای شکستن چیزی از طبقه پایین اومد. 
ا.ت به وحشت افتاد و درو محکم باز کرد.

راهرو خالی بود. 
هیچ‌کس نبود.

فقط روی زمین، کنار پله‌ها… 
کلید ماشین جونگ‌کوک افتاده بود.

و این یعنی یه چیز خیلی بد.

جونگ‌کوک یا گیر افتاده بود… 
یا کسی عمداً اون رو از ا.ت دور کرده بود.........
ادامه دارد........
دیدگاه ها (۰)

my exp.48ا.ت کلید رو از زمین برداشت. دستش می‌لرزید.  +نه… نه...

my exp.49هر دو از پله‌ها بالا می‌دویدن. صدای شکستن شیشه هنوز...

my exp.46جونگ‌کوک به کاغذ توی دستش خیره شده بود.  چهره‌اش تو...

my exp.45سکوت سنگینی توی استودیو افتاده بود.  جونگ‌کوک هنوز ...

Love in the dark①③*چهار ماه بعد*نشسته بودم رو کاناپه و داشتم...

~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~~~*part 16*. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط