🙈 شاید چشماش ضعیف بود

🙈 شاید چشماش ضعیف بود
وگرنہ چطور میشد اینهمه دوست داشتنم رو نبینه🙊
دیدگاه ها (۳)

Sometimes I'm really hesitantU were a great actorOr I was a ...

مادرم میگفت:خوبست پنجشنبه ها در خانه بوی حلوا بپیچد!کودک که ...

°°°آشپزی ام خوب نیست ؛ اشک پشت پا بریزم برایت ؟°°°

چه عجب لای ما رو هم وا کردی...گفتگوی من و کتابم همین الان یه...

«زنان مستقل برای عشق، دو مسیر بیشتر پیشِ رو ندارند؛ یا تنهای...

My Fateful Destinyسرنوشت شوم من part۱۴ پلک هاش رو روی هم قرا...

My professor Part:67 گاهی نگاهمون به هم گره میخورد اما چشماش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط