مهدے جان
مهدے جان
شرمندهی نگاه تو هستم، نگاه کن
یک بار هم نگاه به اعماق چاه کن
ما غرق در«گناه» شدیم و نیامدی
آقا؛ بیا دوباره مرا «بی گناه» کن
آقا؛ مرا کنار خودت جای میدهی؟
لطفی بزرگ در حقّ این روسیاه کن
یک روز، نه، ثانیهای؛ لحظهای فقط
چَشم مرا «مسیر قدمهایِ ماه» کن
آقا؛ زمین شلوغ شده، گُم شدم؛ بیا
فکری به حال گمشدهی بیپناه کن
آقا؛ فدای چَشم تو؛ چَشمان خیس من
شرمندهی نگاه تو هستم، نگاه کن...
اللهُمّ عَجّلْ لِوَلیّکَ الفَرج
شرمندهی نگاه تو هستم، نگاه کن
یک بار هم نگاه به اعماق چاه کن
ما غرق در«گناه» شدیم و نیامدی
آقا؛ بیا دوباره مرا «بی گناه» کن
آقا؛ مرا کنار خودت جای میدهی؟
لطفی بزرگ در حقّ این روسیاه کن
یک روز، نه، ثانیهای؛ لحظهای فقط
چَشم مرا «مسیر قدمهایِ ماه» کن
آقا؛ زمین شلوغ شده، گُم شدم؛ بیا
فکری به حال گمشدهی بیپناه کن
آقا؛ فدای چَشم تو؛ چَشمان خیس من
شرمندهی نگاه تو هستم، نگاه کن...
اللهُمّ عَجّلْ لِوَلیّکَ الفَرج
- ۲.۰k
- ۰۶ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط