سر تا پایم را خلاصه کنند

سر تا پایم را خلاصه کنند
می شوم "مشتی خاک"
که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه
یا "سنگی" در دامان یک کوه
یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس
شاید "خاکی" از گلدان‌
یا حتی "غباری" بر پنجره
اما مرا از این میان برگزیدند :
برای" نهایت"
برای" شرافت"
برای" انسانیت"
و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :
" نفس کشیدن "
" دیدن "
" شنیدن "
" فهمیدن "
و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمید
من منتخب گشته ام :
برای" قرب "
دیدگاه ها (۳)

در زندگی دنبال «با» نباش!دنبال «بی» باش!تو نیامده ای که با ک...

دیروز به پدرم زنگ زدم،هر روز زنگ میزنمموقع خداحافظی حرفی زد ...

مجلس میهمانی بود…پیرمردی از جایش بر خواست تا به بیرون برود ؛...

برای ملاقات شخصی به یکی از بیمارستانهای روانی رفتیمبیرون بیم...

🍃🌼🍃سر تا پایم را خلاصه کنند          می شوم "مشتی خاک" که مم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط