🔺 در زندگی از چیزهای زیادی می ترسیدم و نگران بودم تا این

🔺 در زندگی از چیزهای زیادی می ترسیدم و نگران بودم تا اینکه آنهارا تجربه کردم و حالا ترسی از آنها ندارم
❌ از تنهایی می ترسیدم!
➕ یاد گرفتم خود را دوست بدارم

❌ از شکست می ترسیدم!
➕ یاد گرفتم تلاش نکردن یعنی شکست

❌ از نفرت می ترسیدم!
➕ یاد گرفتم به هر حال هر کسی نظری دارد
❌ از درد می ترسیدم!
➕ یاد گرفتم درد کشیدن برای رشد روح لازم است

❌ از سرنوشت می ترسیدم
➕ یاد گرفتم من توان تغییر آن را دارم

❌ از گذشته می ترسیدم!
➕ فهمیدم گذشته توان آسیب رساندن به من را ندارد

❌ و در آخر از تغییر می ترسیدم،
➕ تا اینکه یاد گرفتم حتی زیباترین پروانه ها هم قبل از پرواز کرم بودند و تغییر آنها را زیبا کرد
دیدگاه ها (۱)

تــــــــــــو پنهانی تریندلتنگی منی 💙 ❤

عشق مانند باد استنمی توانی آن را ببینی اما می توانی حسش کنی❤...

همیشه یکدیگر را با لبخند ملاقات کنید، زیرا لبخند آغازی بر عش...

دو نفری که عاشق همن ، باید همدیگه روبه یه اندازه دوست داشته ...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁵﴿ویو تهیونگ﴾بعضی آدم‌ها...بدون اینکه ب...

فصل دومپارت بیست و هفتم | آخرین رازچند هفته گذشته بود...و را...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۰

نام: قرارداد نفرتPart:¹³چند دقیقه بعد...در اتاق آرام باز شد....

تک پارتی ویو ا.ت نگاهی به گوشیم انداختم که با ۹ تماس از دست ...

خانوم مدیرعاملپارت ۱۷ | دیر رسیدنصدای جیغ نِلا هنوز در راهرو...

007-آلما ویسکی - پارت ۳۸

رمان لونا و ویلیام قسمت ۵

پارت:²صبح، با صدای باز شدن پرده‌ها آغاز نشد؛ با صدای باران آ...

Custom bride part : 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط