اینجا من هستم؛ سکوتی محض، سکوتی شکسته و درهم بخاطر هر روز

اینجا من هستم؛ سکوتی محض، سکوتی شکسته و درهم بخاطر هر روز ندیدن تو

اینجا من هستم ؛ تهی از زندگی و روزمرد‌گی ، خالی‌تر از همیشه؛ با کلافی درهم و پیچ در پیچ
معنی سکوتم را با چشمانم برایت بارها فرستاده‌ام
اینجا من هستم با آوازی که هرگز نشنیدی
من هستم و سازی مبهم
اینجا من مانده‌آم تنها در پس اندوه صدای کهنه سازم
من هستم و گلی پرپر شده از عشقی کور
من هستم و یکرنگی شکسته‌ام
اینجا در شهری دور من مانده‌ام به انتظار هر لحظه که میایی
در شهری خاک گرفته و غروبی تنگ ، که سینه‌ام را هر آن می‌درد
اینجا من مانده‌ام و سرمایی که استخوانم را داغان کرده است
من هستم و سیمایی شکسته‌تر از همیشه
اینجا من هستم و خیال همیشگی چشمان مشکی تو، حتی کلمات هم دگر از نوشتن دردهایم عاجزند.
دیدگاه ها (۴)

ﺑﺎ ﺩﻟﻬﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﻘﺮﺍﺭﻡﺍﻧﮕﺎﺭ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﮐﻨﺎﺭﻡﺍﻧﮕﺎﺭ ﮐﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ...

ﺧﺪﺍﯾﺎ ! ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ؟ﺩﻟﻢ ﺁﺷﻮﺏ ﺍﺳﺖ ...ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺗﻌﺒﯿﺮ ﻣﯿﮑﻨﺪ ... ﺳﮑ...

ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻣﻦﺧﺪﺍﯼ ﺳﮑﻮﺕ ﺷﺪﻩ ﺍﻡﺧﻔﻘﺎﻥ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﺗﺎﺁﺭﺍﻣﺶ ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺩﻧﯿ...

زندگی من آرام میگذشت.اتفاقی نمی افتاد...!تا این که سکوتی تما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط