زن جوانی که شوهر میلیاردری داشت دچار سرطان کلیوی شد

زن جوانی که شوهر میلیاردری داشت ، دچار سرطان کلیوی شد،
بعد از مدتی بستری از بیمارستان مرخص شد،

هنگامی که زنان همسایه و قوم خویش و دوستان جوانش برای عیادتش می امدند در جواب همه انها که بیماری اش را میپرسیدند میگفت * ایدز * دارد.

این امر توجه دخترش را به خود جلب کرد تا اینکه بعد از رفتن مهمانها از مادرش پرسید:
مادر جان چرا به انها میگویی ایدز داری در حالی که بیماری ات چیز دیگریست ؟

مادر گفت دیر یا زود مرگم فرا میرسد،
این را گفتم تا هیچ کدام از این زنها بعد از مرگم، بفکر ازدواج با پدرتان نیوفتن …!!
دیدگاه ها (۱)

. نکاتی از کتاب:چرا مردها به حرف زنان گوش نمی‌دهند؟ وچرا زنا...

دیشب خواب دیدم دور از جون ، دور از جون ، «عمو پورنگ» مُرده!م...

آدمها می آیند و با لجاجت می گویند:بی احساس نباشبا تمام وجود ...

چقدر دیگر باید بــدون تــوکـــوچه ها را پـــرسه بزنمچقدر دیگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط