سناریو بیبی مانستر : وقتی باهاشون به عنوان عضو هشتم میای

سناریو بیبی مانستر : وقتی باهاشون به عنوان عضو هشتم میای ایران✨️


رورا : میگم ا.ت اینجا تونل وحشت دارن تو شهربازی هاشون دیگه ها؟؟ بریم روکا رو بترسونیم😈😂( بدبخت روکا )🤣

آسا: میگم چرا ایران مال از کمپانی هم بزرگتره ؟ ( رفتید ایرانمال و خرید کردید که مجموع خرید هاتون هم شد ۶ میلیون )😁


چیکتا: با هم دیگه رفتین سوپر مارکت و ۸ تا نودل خریدین برای خودت و بقیه اعضا
میگم ا.ت چرا هر دونه نودل ۱۰۰ تومنه ؟!
ا.ت: مهم نیست فقط تو بگیر حداقل برا شام یچیزی داشته باشیم نمیریم از گشنگی

رامی : وقتی رفتین خونه داشتی با رامی نودل ها رو درست میکردین که چیکتا هم بعد عوض کردن لباس بیرونیش از اتاق اومد بیرون و داشت به تو و رامی کمک میکرد برای درست کردن شام🥘🍜


آهیون : ا.تتتت
ا.ت: بلهههه
آهیون : کولر رو بزن از گرما مردیم🥵
ا.ت: داشتی میرفتی تو اتاقش که دیدی رفته زیر پتو و تو گوشیش داره بازی میکنه و بهش گفتی، خب حداقل از زیر پتو بیا بیرون نمیری از گرما حالا وایسا میزنم کولر رو

روکا با آهیون هم اتاقی هستن و وقتی روکا میبینه آهیون رفته زیر پتو پوکر نگاش میکنه و میگه: یاااا آهیون گرمت نیست؟
آهیون : چرا گرمم هست ولی باید حتما یه پتو روم باشه
روکا : همچنان پوکر نگاش میکنه 😐



خبببب بچه ها این اولین سناریویی بود که نوشتم ، چطور بود؟🎀🩷
دیدگاه ها (۲)

والا بخدا چیه این لبوبو شبیه جن بو دادست🤣🤣چند روز دیگه هم مد...

بخدا که حق😂😅

Babymonster

::forced love::Part 1 ::ا/ت :باورم نمیشه باید با همچین مردی ...

18چرا انقدر زود ۲۰ لایک میکنین ؟۸۰ تایی شدیمممم مرسی خوشگلا ...

P9یو مینا سان از دست اون ۲۵ نفری که لایک نکردن ناراحتم T^T ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط