بر دلی،دل دادم و بیدل شدم ای نازنین

بر دلی،دل دادم و بیدل شدم ای نازنین
می ندانستم خطا باشد،دل و دلدادگی روی زمین

دل شکست از درد و حسرت،در رهش اواره شد
اتشی افتاد بر دل همچو یک دیوانه شد

تا توانی دور کن دل را ز مهر خاکیان
تا شوی لایق برای عشق با افلاکیان

شاعر ار عاشق شود،رسوای عالم میشود
چون ابو منت کش از خار بیابان میشود
دیدگاه ها (۳)

همه جا یاد تو بودم چرا یادت نیست؟ خاطرت خاطر سنگیست چرا یا...

فراموش می شومراحت تر از رد پایی بر برف که زیر برفی تازه دفن ...

‌عزیزم مرا ببخشبابت بهانه‌گیری‌های گاه به گاهاز فرط نبودنتعز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط