ای آمده از خاطره ای دور ، چطوری ؟؟!
ای آمده از خاطره ای دور ، چطوری ؟؟!
سرمستی هر خوشه ی انگور ، چطوری ؟!
من بی تو کمی با صفت مرگ عجینم
تو، بی من دلخسته ی رنجور ، چطوری ؟!
رفتی و نپرسیدی از احوال نگاهم
رفتی ونگفتی : شب مخمور ، چطوری ؟!
شرمنده ام از حوصله ی تنگ خود ، اما
پرحوصله ی ساده ی مغرور ، چطوری ؟!
امروز که یادت به دلم سرزده آمد
پرسیدم ازاو : حضرت کم نور ! چطوری ؟؟!
حالا که شده عطر تو مهمان غزلهام
بنشین وبگو خاطره ی دور ! چطوری ؟!
سرمستی هر خوشه ی انگور ، چطوری ؟!
من بی تو کمی با صفت مرگ عجینم
تو، بی من دلخسته ی رنجور ، چطوری ؟!
رفتی و نپرسیدی از احوال نگاهم
رفتی ونگفتی : شب مخمور ، چطوری ؟!
شرمنده ام از حوصله ی تنگ خود ، اما
پرحوصله ی ساده ی مغرور ، چطوری ؟!
امروز که یادت به دلم سرزده آمد
پرسیدم ازاو : حضرت کم نور ! چطوری ؟؟!
حالا که شده عطر تو مهمان غزلهام
بنشین وبگو خاطره ی دور ! چطوری ؟!
- ۱۷.۱k
- ۲۰ دی ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط