دیروز داشتم نذری پخش میکردم، در خونه همسایمونو زدم دخترش

دیروز داشتم نذری پخش میکردم، در خونه همسایمونو زدم دخترش اومد جلو در نذری رو برداشت زل زد تو چشام وگفت انشاءالله هر ارزویی داری برآورده شه، منم گفتم فقط یه حاجت دارم!!!!!
دختره چشاش گرد شد وگفت خب چیه؟؟؟؟
یکم مکث کردم و بعد گفتم ازادی مردم مظلوم غزه!!!!!
نمیدونم چرا درو محکم بست، خداحافظی هم نکرد، فکر کنم اسراییلی بود، ببین تا کجا نفوذ کردن، مرگ بر اسرائیل!!!!!
دیدگاه ها (۲)

روزی شیخ و مریدانش جمع بودندی که مریدی روشنفکر، جمله ای زیبا...

اینم به عشق خوزستانی های گلمون امیدوارم هرچه سریع تر شرایط ا...

مریدکی فرنگی ودغلکار نزد شیخی امدی وعرضه داشتی ای شیخ چگونه ...

ایرانم کشوریا زن،ومردا تا با هم خوبن به هم میگن ؛دیونه، غلط ...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 149✦..........................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط