از سر کوی تو گر عزم سفر می‌داشتم

از سر کوی تو گر عزم سفر می‌داشتم
می‌زدم بر بخت خود پایی که برمی‌داشتم
دل چو خون گردید، بی‌حاصل بود تدبیرها
کاش پیش از خون شدن دل از تو برمی‌داشتم......!!
دیدگاه ها (۱۸)

با اسم کسے اگر دلے مےلرزد حالیست ڪہ بر همہ جهاڹ مےارزد این ح...

آمـدي آرامـش جـانم شديقبله گاه عشق و ایمانم شديآمـدي تنهــا ...

رنــگ عـــوض ڪردن ادمـــا مثـــــل بــرگــاےپاییــــزے میمون...

گر آتش دل نیست پس این دود چراستور عود نسوخت بوی این عود چراس...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

با دل تنگ من از تنگ شکر هیچ مگویچون ترا از دل من نیست خبر هی...

چو گفتی "توانی زنی خنجرم،فرو بر به ژرفای این پیکرم.اگر خون ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط