قرار بود که مثل حسن پسر باشی

قرار بود که مثل حسن پسر باشی

عصای دست من و پیری پدر باشی

 

تو دیدی و حسنم دید رنج مادر را

خدا کند ز برادر صبورتر باشی

 

ببخش مادر خود را که با خود آوردت

بنا نبود که آن روز پشت در باشی

 

هنوز زیر کِسا جای خالی ات پیداست

قرار بود و نشد آخرین نفر باشی

 

قرار بود بمانی شتاب جایز نیست

بنا نبود مسافر که رهگذر باشی

 

نشد بیایی و مثل برادران خودت

گهی به نیزه و گهگاه خون جگر باشی

 

تمام هستی من می رود اگر بروی

ولی اگر تو بمانی ولی اگر باشی...

 

و یا تمامی اینها فقط مقدّمه ای است

که اتفاق غزلهای شعله ور باشی

 

و اولین بشوی قبل از آنکه عاشورا

شهید کوچک و شش ماهه پدر باشی

 

نخورده شیر مرا ! شیرها حلالت باد

که میخ حادثه را خواستی سپر باشی

 

محسن ناصحی
دیدگاه ها (۲۳)

بِسمِ اللّه الرَّحمن الرَّحیم وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ...

مهربانترین آیه در بعد رأفت و مهربانی آیه 53 سوره زمر است.ميد...

به قیمت سپید شدن موهایم تمام شد … ولی آموختم که ناله ام سکوت...

یامحمد(صلی الله علیه و آله)!ﻳﺎ ﻣﺤﻤﺪ ﺍﻱ ﺧﺮﺩ ﭘﺎﺑﺴﺖ ﺗﻮ ﺍﻱ ﭼﺮﺍﻍ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط