این زندگی بیمارستانی شده ست که در آن هر بیمار، اسیرِ آرزو

این زندگی بیمارستانی شده ست که در آن هر بیمار، اسیرِ آرزویِ عوض کردن تخت‌هاست.
این یکی می‌خواهد روبه‌روی بخاری رنج بکشد و آن دیگری گمان می‌برد سلامتی‌ا‌ش را کنار پنجره باز خواهد یافت.

«شارل بودلر»
دیدگاه ها (۴)

مست شدم مست زصهبای نور،مست ز خُمخانۀ عشق و حضور،بند نگردم به...

شرح عشق ار من بگویم بر دوام، صد قیامت بگذرد ، وان ناتمام! «...

پرندگانی که در قفسبه دنیا آمده اند،پروازرا بیمـــــــاری می ...

این روزها هر بار بلند می‌شوم از خواب،چقدر وقت خوبی‌ست،برای ن...

بهترین خبری بود که شنیدمممممم

مردی که در کنارم بود

‏تو مرا آزردىكه خودم كوچ كنم از شهرتتو خيالت راحتميروم از قل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط