گمشده در تو
گمشده در تو
پارت۱۲
(ویو فردا)
اتویو
بورا بغلم مث ی فرشته خابیده بود..♡
ات ـ اهمم...پاشووووو*داد*
بورا ـ جیخخخ(ببینین..من وقتی یکی خابه دوس دارم کرم بریزم..دارم حرصمو توی فیک خالی میکنم😂)
ات ـ اهن..پاشو بریم کارای ترخیصو انجام بدیم
بورا ـ اوکی..بعدش بریم خونه ی من فیلم ببینیم*ذوق*
ات ـ اخجونن*ذوق*
(خلاصه ک بعداز کلی سختیا رفتن خونه😂)
ات ـ هوف خسته شدم
بورا ـ منم
ات ـ عوم..
بورا ـ هوم..
ات ـ ذهنم بد جایی رف
بورا ـ منم
کوکویو
هاا..*خمیازه*چییییی ساعت ۱۱عه؟!
کوک ـ بچهااا پاشیننن*داد*
یونگی ـ چیشده؟
تهیونگ ـ موچ عوممم همینه بیبب*بچه داره خاب میبینه😂*
کوک ـ ودف..امیدوارم خاب ات نباشه چون میکشمت..
تهیونگ ـ یونااااا...سارانگهه*داد*
کوک ـ وات؟یونا کیه؟
تهیونگ ـ عوممم یکم صب کنن الان تموم میشه بیبیممم(استغفرالله...)
کوک ـ یاااا پاشوو
تهیونگ ـ عوممم(کوکو بوس کرد😂)
کوک ـ الان چ جوهری خوردییییی
تهیونگ ـ عه فک کردم او یونایی..
کوک ـ راستی یونا کیه؟
تهیونگ ـ عشقمــ..نه نه چیزه دوست یکی از دوستای دوستمه
کوک ـ برو بیرون..
تهیونگ ـ ها
کوک ـ گفتم برو بیروننن
تهیونگ ـ باشه (از بغل کوک اومد بیرون😂)
کوک ـ این بیرون اومدن نه..منظورم اینه از خونم برو بیرون!
تهیونگ ـ برای چی؟
کوک ـ خاهر من بازیچهی توعه؟ب چ حقی وقتی با خاعرمی میری وارد ی رابطه ی دیگه میشی؟
تهیونگ ـ من..هیچکاری نکردم..
کوک ـ چی..؟
تهیونگ ـ من با خاعرت کاری نکردم..خودش نمیخاست..منم نمیتونستم زورش کنم چون..چون میترسیدم ازم متنفر بشه..هق..این حرفاییم ک زدم هق بخاطر این بود که..هقق مثلا ات حسودی کنه بیاد پیشممم هقق*گریه😢)
ــــــــــ
حیمایت؟
چرا پاکیده شدهه
پارت۱۲
(ویو فردا)
اتویو
بورا بغلم مث ی فرشته خابیده بود..♡
ات ـ اهمم...پاشووووو*داد*
بورا ـ جیخخخ(ببینین..من وقتی یکی خابه دوس دارم کرم بریزم..دارم حرصمو توی فیک خالی میکنم😂)
ات ـ اهن..پاشو بریم کارای ترخیصو انجام بدیم
بورا ـ اوکی..بعدش بریم خونه ی من فیلم ببینیم*ذوق*
ات ـ اخجونن*ذوق*
(خلاصه ک بعداز کلی سختیا رفتن خونه😂)
ات ـ هوف خسته شدم
بورا ـ منم
ات ـ عوم..
بورا ـ هوم..
ات ـ ذهنم بد جایی رف
بورا ـ منم
کوکویو
هاا..*خمیازه*چییییی ساعت ۱۱عه؟!
کوک ـ بچهااا پاشیننن*داد*
یونگی ـ چیشده؟
تهیونگ ـ موچ عوممم همینه بیبب*بچه داره خاب میبینه😂*
کوک ـ ودف..امیدوارم خاب ات نباشه چون میکشمت..
تهیونگ ـ یونااااا...سارانگهه*داد*
کوک ـ وات؟یونا کیه؟
تهیونگ ـ عوممم یکم صب کنن الان تموم میشه بیبیممم(استغفرالله...)
کوک ـ یاااا پاشوو
تهیونگ ـ عوممم(کوکو بوس کرد😂)
کوک ـ الان چ جوهری خوردییییی
تهیونگ ـ عه فک کردم او یونایی..
کوک ـ راستی یونا کیه؟
تهیونگ ـ عشقمــ..نه نه چیزه دوست یکی از دوستای دوستمه
کوک ـ برو بیرون..
تهیونگ ـ ها
کوک ـ گفتم برو بیروننن
تهیونگ ـ باشه (از بغل کوک اومد بیرون😂)
کوک ـ این بیرون اومدن نه..منظورم اینه از خونم برو بیرون!
تهیونگ ـ برای چی؟
کوک ـ خاهر من بازیچهی توعه؟ب چ حقی وقتی با خاعرمی میری وارد ی رابطه ی دیگه میشی؟
تهیونگ ـ من..هیچکاری نکردم..
کوک ـ چی..؟
تهیونگ ـ من با خاعرت کاری نکردم..خودش نمیخاست..منم نمیتونستم زورش کنم چون..چون میترسیدم ازم متنفر بشه..هق..این حرفاییم ک زدم هق بخاطر این بود که..هقق مثلا ات حسودی کنه بیاد پیشممم هقق*گریه😢)
ــــــــــ
حیمایت؟
چرا پاکیده شدهه
- ۱۲.۰k
- ۱۸ دی ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط