چای مینوشیدم…

چای مینوشیدم…
یکباره دلتنگ شدم ...
بغض کردم ...
و اشک در چشمانم حلقه زد ...
همه با تعجب نگاهم کردند ...
لبخند تلخی زدم ...
و گفتم : چقدر داغ بود ...
دیدگاه ها (۷)

دکتر پای نسخه ام بنویس ممنوع ملاقات... بگذار تنهاییم دلیل پز...

تمامِــ خوبـــــیِ حسِ #مالکیتـــــــ به اینه که از کســــی ...

آدمــــایے کہ رفتن ...یہ روزے بر مے گــردن ...امــا درست وقت...

یکــــــــــ بار که تنــــــــــها بمانییکــــــــــ بار که ...

چای مینوشیدم که به یادش افتادم:یکباره دلتنگش شدم ؛بغض کردم و...

💘⛓️... -داشتم چای می‌نوشیدم به یکباره دلتنگش شدم ‌:) و اشک د...

عشقی دوبارهp²⁰"ویو یونا"اون دختره عوضی بهم سیلی زدپاشدم و لب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط