فیک کوک
فیک کوک
مافیای عاشق
Love mafia
Part:16
ات
برگشتیم خونه خسته بودم پسرم بغلم بود
وقتی یوجینو خوابوندم خودمم رفتم خوابیدم...
3 month later
سه ماه گذشت همش درگیر یوجین بودم تو اتاق بودم داشتم به یوجین شیر میدادم که دیدم جونگ کوک دست به سینه به در تیکه داده...
جونگ کوک
صحنه قشنگی بود...زنی که دوسش دارم ..با بچمون...زندگیو بردم ..
درحال تماشا بودم که دیدم ات داره بهم نگاه میکنه
تا خواستم حرفی بزنم دستشو به معنای ساکت بالا آورد
ات
یوجینو خوابوندم وارد اتاقمون شدم دیدم جونگ کوک روی مبل نشسته پیشش نشستم
-خسته ای؟
+ زیاد
- از دستت ناراحتم
+ چرا؟
- دیگه به من اهمیت نمیدی
خنده ریزی کردم
- چرا میخندی
+ نمیخندم آقای ناراحت
دستامو باز کردم و جونگ کوک بغل کردم
+ پس شوهر من ناراحته
موهاشو نوازش کردم
- مثلا میتونی جور دیگه ایم از دلم در بیاری
+ مثلا؟
جونگ کوک بوسه ای به لبام زد
- اینجوری
جونگ کوک
تو چشمام زل زد خندید و آروم منو بوسید
+ میشه بخوابیم خیلی خستم
بغلش کردم و گذاشتمش روی تخت کنارش خوابیدم سرشو گذاشت روی سینم موهاشو نوازش میکردم... موهاش به نرمی ابریشم بود ..نفساش منظم شد..خوابیده بود
4 year later
ات
تو آشپزخونه بودم که دستی دور کمرم حلقه شد و بوسه ای به گردنم زده شد
+ یوجین میبینه
- ببینه من به خاطر این کره خر نمیتونم زنمو بغل کنم؟
+چرا میتونی ولی جلو بچه زشته
برمگردوند و بهم نگاه کرد دانش نزدیک میشد که منو ببوسه که یهو یوجین از راه رسید
- بر خرمگس معرکه لعنت
یوجین: مامان خرمگس معرکه چیه
+ هیچی پسرم
- تویی پسرم خرمگس معرکه تویی
+ جونگ کوک( خنده )
یوجین: خرمگس معرکه یعنی چی
- به کسی میگن که مزاحم کار مامان باباش میشه
+ جونگ کوککک ( خنده و اشاره )
- پسرم نظرت چیه یه هفته بری پیش عمو تهیونگت؟
مافیای عاشق
Love mafia
Part:16
ات
برگشتیم خونه خسته بودم پسرم بغلم بود
وقتی یوجینو خوابوندم خودمم رفتم خوابیدم...
3 month later
سه ماه گذشت همش درگیر یوجین بودم تو اتاق بودم داشتم به یوجین شیر میدادم که دیدم جونگ کوک دست به سینه به در تیکه داده...
جونگ کوک
صحنه قشنگی بود...زنی که دوسش دارم ..با بچمون...زندگیو بردم ..
درحال تماشا بودم که دیدم ات داره بهم نگاه میکنه
تا خواستم حرفی بزنم دستشو به معنای ساکت بالا آورد
ات
یوجینو خوابوندم وارد اتاقمون شدم دیدم جونگ کوک روی مبل نشسته پیشش نشستم
-خسته ای؟
+ زیاد
- از دستت ناراحتم
+ چرا؟
- دیگه به من اهمیت نمیدی
خنده ریزی کردم
- چرا میخندی
+ نمیخندم آقای ناراحت
دستامو باز کردم و جونگ کوک بغل کردم
+ پس شوهر من ناراحته
موهاشو نوازش کردم
- مثلا میتونی جور دیگه ایم از دلم در بیاری
+ مثلا؟
جونگ کوک بوسه ای به لبام زد
- اینجوری
جونگ کوک
تو چشمام زل زد خندید و آروم منو بوسید
+ میشه بخوابیم خیلی خستم
بغلش کردم و گذاشتمش روی تخت کنارش خوابیدم سرشو گذاشت روی سینم موهاشو نوازش میکردم... موهاش به نرمی ابریشم بود ..نفساش منظم شد..خوابیده بود
4 year later
ات
تو آشپزخونه بودم که دستی دور کمرم حلقه شد و بوسه ای به گردنم زده شد
+ یوجین میبینه
- ببینه من به خاطر این کره خر نمیتونم زنمو بغل کنم؟
+چرا میتونی ولی جلو بچه زشته
برمگردوند و بهم نگاه کرد دانش نزدیک میشد که منو ببوسه که یهو یوجین از راه رسید
- بر خرمگس معرکه لعنت
یوجین: مامان خرمگس معرکه چیه
+ هیچی پسرم
- تویی پسرم خرمگس معرکه تویی
+ جونگ کوک( خنده )
یوجین: خرمگس معرکه یعنی چی
- به کسی میگن که مزاحم کار مامان باباش میشه
+ جونگ کوککک ( خنده و اشاره )
- پسرم نظرت چیه یه هفته بری پیش عمو تهیونگت؟
- ۱.۲k
- ۲۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط