شاگردی از استادش پرسید : هوس چست ؟

شاگردی از استادش پرسید : هوس چست ؟
استاد در جواب گفت : به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور
اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد
داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی ...
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.
استاد پرسید : چه آوردی ؟
با حسرت جواب داد :هیچ ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به
امید پیدا کردن پر پشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم.
استاد گفت : هوس یعنی همین ...!
شاگرد پرسید : پس عشق چیست ؟
استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور اما به یاد داشته باش
که باز هم نمی توانی به عقب برگردی...
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت .
استاد از شاگردش پرسید ایندفعه چی شد ؟ او در جواب گفت : به جنگل رفتم و اولین
درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم، دست خالی
برگردم .
استاد گفت : عشق هم یعنی همین...!
و این است فرق عشق و هوس ...

*****************************
چه زیباگفت دکترعلی شریعتی :انان که مارا به جرم دوستی باجنس مخالف از اتش جهنم میترسانندخودشان به امیدحوریان بهشتی نماز میخوانند
دیدگاه ها (۱۷)

ﻣﺘﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﯼ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﯼ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻣﺘﻦ ﺳﺎﻝ ﺷﺪ"ﮔﻮﺵ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮ...

به پادشاهی دو شاهین کوچک هدیه کردند و پادشاه آن دو را به مرب...

چقدر این متن دلنشینه …. ﻭﻗﺘـــــﯽ ﺍﺯ ﯾـــــﻪ نفر ﻣﯿـــــــﺮن...

جنگل نفرین شده پارت ۲۴(فکر کنم)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p37نینا قدمی به عقب برداشت.«ترجیح می‌دم ه...

🍷 شراب قرمزقسمت چهارم: صدای پشت دررینا تمام شب نتوانست بخواب...

***ابریشم نیمه شب***### پارت ۱۳: آشپزخانه، کامنت‌ها و یک فاص...

🖤 قفس سیاهپارت دوازدهم | ملاقاتلانا تمام شب خوابش نبرد.پیام ...

فیک : بین راندها

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت چــهــاردهــم 𓆪 🖤🥀اسما ماتش برده بود.«دلیل زن...

پارت پنجاه‌وپنجم | پایان ایانجئون جونگ‌کوکصدای شلیک هنوز توی...

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۷«انتخاب»ات به پدرش خیره شده بود.— من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط