شب است و دردلم از هجرتو بسی غوغاست

شب است و دردلم از هجرتو بسی غوغاست
میان بود ونبودم تناقضی پیداست

میان قلب منی وبرون زدیده ی من
زمن که مرده زعشقم،فقط تنی برجاست

#زینب_حسن_زاده
دیدگاه ها (۵)

با خاطرات مشهد تو عشق میکنمحتی خیال صحن تو اَحلی مِنَ العَسَ...

هَمبستر یک بُغضِ فرو خورده ام امشبسخت است فراقش ...

طراحی لبهای تو هنگام تبسمتصویر ترک خوردن صد باغ انار است #عل...

عشق خیلی‌ خنده دار استخیلی‌ هم گریه داردعشق یا هست یا نیستاگ...

نمی‌دانم این را برای چه کسی می‌نویسم ؛ شاید برای کسی که هیچ‌...

قلب های مرده پارت ۵۴ دویدم توی تاریکی باغ عمارت، پاهام روی چ...

سایه‌های کلاغپارت بیست‌وپنجم | وقتی قلب و اسلحه روبه‌روی هم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط