تا که بودیم نبودیم کسی

تا که بودیم نبودیم کسی
کشت ما را غم بی همنفسی
تا که رفتیم همه یار شدند
خفته ایم و همه بیدارشدند
قدر آینه بدانیم چون هست
نه در آن وقت که اقبال شکست
دیدگاه ها (۳)

(#قرمز_ممنوع ❤️#part⁷﴿ویو ات﴾زنگ آخر مدرسه به صدا درآمد.با ب...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

🌿 قسمت چهارم       روزهایی که هیچ‌کس از آن‌ها               ...

فیک : بین راندها

#تجربه_من ۱۳۴۸#ازدواج_در_وقت_نیاز #فرزندآوری #تحصیل #اشتغال ...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

Part:2🕸لوسا مثل یک کَنه به یونگی چسبیده بود هرگاه او از خانه...

رونمایی از مستند مسعود

فصل دومپارت پانزدم | قولی برای دو سالروز رفتن نزدیک شده بود....

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط