خاطراتشهدا?

خاطراتشهدا?
شماره چهارده?
بچہ محــل بودیم .
حالا هم توی خیبـــر شده بودیم همرزم.
صبح عملیـــات دیدمش؛
شده بود غــرق خــــــــون،
دوتا دستاش قطــــع شده بود...
همہ بدنش پر بود از تیــــر و ترکش.
وصیـــت نامہ اش توی جیبش بود.
همون اول وصیت نامہ
نوشـــــتہ بود؛
"خدایا دوسـت دارم همون طور کہ اسمم رو گذاشتند ابوالفـــــضل،
مثل حضرت ابوالفضل 'ع' شهــــــید شم"
دوتا دستاش قطــــــع شده بود...
شهید ابوالفضل شفیعے
دیدگاه ها (۲)

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 54 "" فلش بک | دو سال ...

.قتل. پارت دوم

شاهکاری به نام دروغ

part ۷

بچہ محــل بودیم . حالا هم توی خیبـــر شده بودیم همرزم. صبح ع...

بچہ محــل بودیم . حالا هم توی خیبـــر شده بودیم همرزم. صبح ع...

همه چیز داشت خوب پیش می رفتیه دفعه خوردیم به یه کانال پر از ...

اول آهنگ رو دانلود کنید بعد متن رو بخونید دلتون شکست منم دعا...

بسم رب الشهدا و الصدیقین خاطرات شهداعملیات شروع شده بود...

هرگز گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شدند مرده اند، بلکه زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط