تو آسمان منی من پرنده ام آقا / برای بال من آغوش خویش را ب

تو آسمان منی من پرنده ام آقا / برای بال من آغوش خویش را بگشا / که کوچ کرده ام از سردسیری تشویش / به گرمسیر دل انگیز گنبدت مولا / گذشته ام من از انبوه جنگل تردید / و حجم خشک نفس گیری بیابانها / غریب تر ز مسافر غریب تر ز غروب / کشانده مهر تو ای خوب تا کجا ما را / رسیده ام لب ایوان نگاه من ابری / شکوه گنبد خورشید گونه ات پیدا / کنون به وسعت جغرافیای دلتنگی / نشسته ام بزنم باز دل به این دریا / کویر تجربه ی لحظه های تلخ من است / تو مثل جاری آبی بر این عطش اما ...*
دیدگاه ها (۸)

شعر طولانی هست ولی خیلی قشنگه شعری از مهدی سلحشور عصر يك جمع...

مدح حضرت امام #محمد_باقر علیه السلام#شعری_از #محمدرضا_بحریشا...

منوچهر نیستانی

بحر طویل زیبای امام زمان(عج):عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم...

عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان...

عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان...

عصر یک جمعه ی دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انس...

عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان...

عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط