تا آمدم از پله به دیدار تو بر بام

تا آمدم از پله به دیدار تو بر بام
دیدم که تو رفتی و بخشکید قدمهام

گفتم : که کجا میروی آهوی رمیده
گفتی : که برو هیچ نخواهم بشوم رام

آرام نشستم سر خود را که گرفتم
زانوی غمی هم بغلم کرد سرانجام

یعنی به سرم هر چه به دنیاست خرابست
سهمم شده در بین همه تلخی بادام

فتوا نده ای مرجع تقلید جدایی
دیگر نکنم پیروی از اینهمه احکام

رفتی و گذشت و نشدی از نظرم دور
بد جور گرفته است برایت دل تنهام

عید آمد و رفت و خبر از من نگرفتی
تقویم من امسال ندارد دل آرام

دیدگاه ها (۲)

تا آمدم از پله به دیدار تو بر بامدیدم که تو رفتی و بخشکید قد...

دوستدارممممم😘😘😘😘خیــــــــــــــ💋💋💋💋لــــــــــــی💋💋💋زیاد 💞💞...

.      شب بود و ماه بود و خیابان و..کاش تو      باران و ...

🌱اون شب که بهم گفت نباید دوستش داشته باشم جا خوردم...دوست دا...

🌱پاییز که میاد،انگار دنیا یه جور دیگه‌ای عاشق می‌شه...هوا که...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

ای حامی هر تنها خدا.

معین در آخرین کنسرت خود نه تنها اجازه ورود پرچم شیر و خورشید...

من از عشق بارون به دریا زدم🥺به بارونو به آسمون دعوتیم🫠چه مهو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط