راضیام باتو اگرسهم دلم غم بشود

راضی‌ام باتو اگرسهم دلم غم بشود
و بهشت من اگر با تو جهنم بشود
روی این سینه تب‌دار تب‌آلود هوس
گنهی نیست اگر دست تو مرهم بشود
چه گناهی؟ چه حرامی؟ چه‌کسی گفته که دل
باید از روی قوانین تو محرم بشود!؟
من ازین غصه به‌جان‌آمده‌ام، بی‌دینم
دین اگر باعث این غصه و این غم بشود
کافرم، کافر مطلق به هواداری تو
چه شود کفر اگر چاره آدم بشود!
گنه‌ست اینکه اگر با تو بمانم؟ به درک!
بگذارید که از اهل جهنم بشود
دیدگاه ها (۸)

کاش می شد که دلت قصد عبادت بکندچون نسیم از گل پژمرده عیادت ب...

امشب نشستم سوی تو  دل داده بودم کوی تودیدم  چو خود دیوانه ای...

از بودن با تو از این آغاز می ترسماز اینکه با من می شوی همراز...

مرگ از دست تو با زخم فراوان خوبستبا تو هرچیز خوشایند اگر نا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط