دﺧﺘﺮم اﻣﺮوز ﺑﺮای ﺗﻮ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ.ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﻌﺪ اﮔﺮ ﺑﺪﻧﯿﺎ آﻣﺪی و ﺑﺰ

دﺧﺘﺮم اﻣﺮوز ﺑﺮای ﺗﻮ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ.ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﻌﺪ اﮔﺮ ﺑﺪﻧﯿﺎ آﻣﺪی و ﺑﺰرگ ﺷﺪی,ﻗﺪ ﮐﺸﯿﺪی و ﺧﺎﻧﻮم ﺷﺪی,دﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮاﻫﺪ ﺗﻮ را از ﻫﻤﻪ ی ﭘﺴﺮﻫﺎی ﻣﺤﻠﻪ و ﻣﺪرﺳﻪ وداﻧﺸﮕﺎﻩ دور ﮐﻨﻢ,دﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮاﻫﺪ ﻧﮕﺬارم از ﺧﺎﻧﻪﺑﯿﺮون ﺑﺮوی,دﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮاﻫﺪ رﻧﮓ آﻓﺘﺎب را ﻓﻘﻂ در ﺣﯿﺎط ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺒﯿﻨﯽ,دﺧﺘﺮم ﻣﯿﺪاﻧﻢ از ﻣﻦ ﻣﺘﻨﻔﺮ ﻣﯿﺸﻮیﻣﯿﺪاﻧﻢ ﻣﺮا ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﭘﺪر دﻧﯿﺎ ﻣﯿﺪاﻧﯽ
ﻣﯿﺪاﻧﻢ ... ﺧﻮب ﻣﯿﺪاﻧﻢ
اﻣﺎ دﺧﺘﺮﮐﻢ اﮔﺮ ﺑﺪاﻧﯽ ﭼﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺟﻮاﻧﯽ ﭘﺪرت آﻣﺪ
ﭼﮕﻮﻧﻪ دﻟﺶ ﺷﮑﺴﺖ و آرزوﻫﺎﯾﺶ ﺗﺒﺎﻩ ﺷﺪ
از ﭘﺪر ﮔﻠﻪ ﻧﻤﯿﮑﻨﯽ
دﺧﺘﺮم وﻗﺘﯽ ﺳﻨﺖ ﻫﻨﻮز درﮔﯿﺮ اﺣﺴﺎس اﺳﺖ و ﻣﻨﻄﻖ ﻧﻤﯿﺸﻨﺎﺳﺪﻋﺎﺷﻖ ﻣﯿﺸﻮی
دﺧﺘﺮم ﻋﺎﺷﻘﯽ درد دارد
ﺑﻤﯿﺮد ﭘﺪر و درد آﻧﺮوزﻫﺎﯾﺖ را ﻧﺒﯿﻨﺪ(بازم به سلامتي پدرا)
دیدگاه ها (۴)

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت نهمکتابخانه برای چند ثانیه کامل...

چمن مصنوعی

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

فقط حرف رهبر

تا وقتی گروهبان قندلی که تیم ملی رورنگی کرده باشه تیم ملی نت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط