تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادتهنبودنت فاجعه بودنت امنی

تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادتهنبودنت فاجعه بودنت امنیتهتو از کدوم سرزمین تو از کدوم هواییکه از قبیله ی من یه آسمون جداییاهل هر جا که باشی قاصد شکفتنیتوی بهت و دغدغه ناجی قلب منیپاکی آبی یا ابر نه خدایا شبنمیقد آغوش منی نه زیادی نه کمیمنو با خودت ببر ای تو تکیه گاه منخوبه مثل تن تو با تو همسفر شدنمنو با خودت ببر من به رفتن قانعمخواستنی هر چی که هستتو بخوای من قانعمای بوی تو گرفته تن پوش کهنه ی منچه خوبه با تو رفتن رفتن همیشه رفتنچه خوبه مثل سایه همسفر تو بودنهم قدم جاده ها تن به سفر سپردنچی می شد شعر سفر بیت آخرین نداشتعمر پوچ من و تو دم واپسین نداشتآخر شعر سفر آخر عمر منهلحظه ی مردن من لحظه ی رسیدنهمنو با خودت ببر ای تو تکیه گاه منخوبه مثل تن تو با تو همسفر شدنمنو با خودت ببر من حریص رفتنمعاشق فتح افق دشمن برگشتنممنو با خودت ببر منو با خودت ببر
دیدگاه ها (۱۱)

lost leaves/رمان جیمین

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

برای اوناایی که منتظر بودن❤️🥹(هان هنوز مسته ...)سه تا رازپار...

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

رمان: تا وقتی که عاشقت بشم

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴³. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا چند ثانیه فقط...

پارت۲بوسه‌ی کاتسوکی بویِ تندِ عرق، بارون و انفجارهایِ مهارنش...

intertwined fate of two enemies-part 13

اسم: عشقی گمشده در تاریکی جنگل ... پارت ۱۷ ،(زبان راوی )در ق...

You are mine...⁵واقعا لقب عروسک کوچولو بهش میادهم شبیه عروسک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط